دانلود رمان مغرور کت و شلواری
?خلاصه :
اون روز مثل هر روز دیگهای توی مترو شروع شد، تا اینکه من مجذوب مردی که اون سمت راهرو نشسته بود شدم.اونطوری برسرکسی که پشت تلفن بودداد میزد، انگار حاکم جهان بود.
اون مغرور کت و شلواری فکر میکرد کیه… فرمانروا؟
واقعتیش، شبیهاش بود….
موقع پیاده شدن، موبایلش رو جاگذاشت و من اون رو برداشتم.
چند روز موبایل اون مرد مرموز رو نگه داشتم، بین عکسهاش چرخیدم و به چندتایی از شمارههاش زنگ زدم، تا اینکه بالاخره شهامتش رو پیدا کردم تا اون رو بهش برگردونم…